|
|
...فصل پاییز که شد |
 |
فصل پاییز که شد ... قسمتی از روح من پرواز کرد ... شاپرک هم ناز کرد * باز در اندوه بارانی خودم را شسته ام حرف های بی محابا گفته ام ... * فصل پاییز که شد ... انتقام از من نگیر ای روزگار من خودم از زهر هجرش پر نصیب
از فراق یار گشتم بی شکیب ... با سکوت و گریه های انتظار فصل پاییز که شد ... * او که نقاش ازل بوده و هست رنگ زردی به درختم بخشید باد سردی به حیا طم پیچید بوی باران به اتاقم آمیخت و اناری خندید ...
|
|
|
|
|
|
| |