شب شد ، قصیده به باران چکید و من
باز از سکوت تلخ اتاقت پریده ام
دنبال با تو بودن انگار ، رفته ام
یک بغض داغ داغ ، برایت خریده ام
این بالهای تازه که خونین و پرپر است
مال تو اند ، تازه ز پشتم بریده ام
این سینه سرخ بی کس آواز دور را
مال من است ، تازه برایت دریده ام
دنبال من نباش ، که بی بال و بی غزل
از این اتاق تلخ به خوابت پریده ام